|
هرگونه کپی برداری از مطالب این وبلاگ باذکر منبع بلامانع است
+ نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در جمعه پانزدهم مهر 1390 و ساعت
20:47 |
ستون پنجم دشمن درجبهه :خاطره شماره 4
تابستان و پائیز سال 63 جبهه های غرب کشور در ادامه مطلب مطالعه فرمائید نظر یادتون نره ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 و ساعت
10:49 |
ستون پنجم دشمن درجبهه :خاطره شماره 3 پائیز سال59جبهه شجاع غرب کرخه(عبدالخان) در ادامه مطلب مطالعه فرمائید نظر یادتون نره ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 و ساعت
19:56 |
ستون پنجم دشمن درجبهه :خاطره شماره 2 زمستان سال 59:منطقه سبزآب غرب دزفول درادامه مطلب مطالعه فرمائید نظر یادتون نره ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 و ساعت
19:48 |
ستون پنجم دشمن درجبهه :خاطره شماره 1 بهار سال67:جبهه آبادان برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید نظر بدید ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 و ساعت
23:52 |
ما در جنگ علاوه بر دشمن روبرو یعنی نیروهای تا بن دندان مسلح ارتش بعث عراق. از پشت سر هم مورد تهاجم نیروهای ستون پنجم و سازمان منافقین بودیم.در آینده نزدیک خاطراطی که تا کنون ممکن است از کسی نشنیده باشید را برایتان تعریف میکنم . منتظر باشید.بزودی + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 و ساعت
16:53 |
حسن انبری به تاریخ 24 آذر 1339 در دزفول متولد شد. در خرداد ماه سال 1342 تنها سه سال و نیمه بود. نفس گرم حضرت روح الله ،در 18 سالگی از او مردی ساخت که سلاح بر دست گرفت ، آسایش و عیش جوانی را بر خود حرام کرد و سرانجام در اسفند 1363 ، « تنها مزد خوبان» را گرفت و بر ایوان عرش نشست نوشته ی زیر ، یادگاری است از حسن انبری که روی خط مرز قلمی شده است. در گرماگرم عملیاتی رمضان که در آن ، برای اولین بار ، سپاه اسلام از مرزهای ایران و عراق گذشت و برای تنبیه متجاوز ، وارد خاک عراق شد. حسن به خوبی از حساسیت و اهمیت این اقدام تاریخ ساز آگاه بود و دقیقا به همین مناسبت ، در لحظه ی قرار گرفتن تن روی خط مرز ، یادگاری از خود به ثبت رساند تا در طول تاریخ ، کسی در نیت او و همرزمانش تردید نکند. هرچندکه مریضان وکوردلان ،ازاین گونه تذکرات سودی نخواهند برد....
منبع:دانشگاهیان ولایی + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت
10:41 |
خوابی عجیب یک دانشجو دکتری دانشگاه مسکو در مورد شهید غفور پشم فروش
شهید غفور پشم فروش نظر یادتون نره ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 و ساعت
16:38 |
تماشای تلویزیون در منطقه
در ادامه مطلب مطالعه فرمائید نظر بدید ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 و ساعت
22:4 |
هفت سین بهداری درجبهه در ادامه مطلب مطالعه فرمائید
(عکس تزئینی است) نظر بدید ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در سه شنبه هشتم فروردین 1391 و ساعت
23:15 |
ناهار وحدت با چاشنی جفتک الاغ در ادامه مطلب مطالعه فرمائید
نظر بدید ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 و ساعت
19:58 |
تصاویرگردهمائی رزمندگان ۸سال دفاع مقدس بهداری لشکر۷ حضرت ولیعصر(عج) در ادامه مطلب تصاویر را ملاحظه فرمائید نظر بدید ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 و ساعت
12:22 |
هواپیمائی که مجتبی با تیربار زد
(عکس تزئینی است) درادامه مطلب مطالعه فرمائید نظر بدید
ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 و ساعت
12:18 |
نحوه شهادت سید محمدنژاد غفار(آمحمد غفاری)
فرمانده پشتیبانی لشکر۷حضرت ولیعصر(عج) در ادادمه مطلب مطالعه فرمائید نظر بدید ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در پنجشنبه چهارم اسفند 1390 و ساعت
12:18 |
کدام یکی سردار رشیده
سردار سرلشکرجانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران غلامعلی رشید
برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید نظر یادتون نره
ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 و ساعت
23:58 |
آقا دستور دهید دیگر روضه ی حضرت قاسم(ع) نخوانند
در ادامه مطلب مطالعه فرمائید نطر بدید ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در دوشنبه هفدهم بهمن 1390 و ساعت
23:12 |
ما آنجائى که دخالت کنیم، صریح میگوئیم. ما در قضایاى ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجهاش هم پیروزى جنگ سى و سه روزه و پیروزى جنگ بیست و دو روزه بود. بعد از این هم هر جا هر ملتى، هر گروهى با رژیم صهیونیستى مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم و هیچ ابائى هم از گفتن این حرف نداریم. این حقیقت و واقعیت است…" (قسمتی از خطابه قدرتمندانه نائب بر حق امام زمان در نماز جمعه ۱۴/۱۱/۱۳۹۰)
+ نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در دوشنبه هفدهم بهمن 1390 و ساعت
0:18 |
تصاویرگردهمائی و ختم صلوات رزمندگان 8سال دفاع مقدس بهداری رزمی لشکر 7 ولیعصر(ع) در مورخ 6/11/1390 تصاویر این گردهمائی را در ادامه مطلب مشاهده فرمائید ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در یکشنبه نهم بهمن 1390 و ساعت
9:48 |
فاو را خدا آزاد کرد درادامه مطلب مطالعه فرمائید نظر بدید
ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 و ساعت
19:12 |
دل شهدای شهرم شکست آی شهدای شهرم . بی مقدمه و با دل پر درد چگونه بنویسم که حق مطلب ادا شود. چه بگویم و چگونه بگویم. دیگر شاید همه فهمیده اند در شهرم ، دارالمومنین این روزها چه گذشت. بگذارید اول این اتفاق بزرگ را تسلیت بگویم به صاحب عصر و زمانمان و بعد شروع کنم. شاید شما هم به همراه من خواندید ، سطر سطر آتش را از قلمی ننگین تر از قلم سلمان رشدی . . . کلمه به کلمه و خط به خط آن چونان پتک برتمامیت وجودم فرود می آمد. فریاد برآوردم :بشکند دستی که چنین قلم می زند. شرمم آمد از خواندن و اختیار لرزش دست و پایم را نداشتم. شهدای شهرم . شرمنده ام از گفتن. اما می دانید پیش از این به شما (شهدا) توهین می کردند. به اهل بیت( ع) هم. اما دیگر کاری به کار خدا نداشتند. هم او و هم کسانی که هم فکر و هم عقیده اش بودند. اما اینبار نمی گویم شیطان صفتانه که شیطان یقینا بیش از این صفت دارد، آمد و روی خدا شمشیر کشید. هر چه از دهنش درآمد به «خدا» گفت. «خدا». همان خالق هستی . رب العالمین . . . مالک یوم الدین . . او که شما نزدش «عند ربهم یرزقونید» و ما خواندیم و عجیب است که هنوز نفس می کشیم. آی شهدای شهرم. اگر آن روز که همکیشان او آمدند و گفتند : (تا کی باید مثل شهر ارواح از در و دیوار این شهر عکس اموات را آویزان کنیم چه خیری تا به حال نصیبمان شده است) و منظورشان عکس شما ( شهدا ) بود ،اگر همان روز کسی همنوا با ما ،صدایش درمی آمد امروز گستاخیشان به خدا نمی رسید. اگر آن روز که از خاطرات شما می نگاشتیم و با یادتان روحمان را جلا می دادیم ، هم مسلکانش برایمان نوشتند (چسبیدن به این روزها فرو رفتن در قعر یک شب بی پایان است نه افتخار است نه مباهات.این برگها را باید بایگانی کرد) و منظورشان از شب بی پایان، روزهای حماسه و دفاع مقدس بود واز برگ هایی که باید بایگانی شود، شما ( شهدا) ، دلی مانند ما می سوخت، و بغضی می شکست و فریادی بر می آمد،امروز کار به اینجا نمی رسید. شهدای شهرم. و اگر آن روز که گستاخانه نوشتند : (حادثه ی کربلا چه دخلی به ما دارد؟ چرا عادت کرده ایم بند نافمان را با معصومین گره بزنیم) دستی به یاریمان می آمد ، کارشان به کفر گویی و الحاد نمی رسید. و امروز اگرچه دلسوخته ایم از کفرگویی ها و هجویات این نادان ملحد ، شادیم که روحانیت مبارز و انقلابی ، همچون روزهای پرشور انقلاب ،دست در دست جوانان فکور و بیدار و مردم با بصیرت دارالمونین نهاد و دستگاه محترم قضایی نیز مکمل این حلقه شد تا این فرد هتاک دستگیرشده و به سزای عملش ان شاء الله برسد. اینجانب به نوبه خود این اقدام سخیف و شرم آور و ننگین را در توهین به مقدسات و ساحت مقدس پروردگار و پیامبران محکوم کرده و از اقدام روشنگرانه و به موقع روحانیت معظم به ویژه حضرت آیت الله شیخ رضا انصاری کمال تشکر و قدردانی را دارم وضمن تشکر از دستگاه محترم قضایی خواستار اشد مجازات ، هم برای ایشان و هم برای برخی همفکران و هم مسلکان معلوم الحال ایشان را دارم. آنانی که در قالب برخی انجمن های هنری ، باعث و بانی ایجاد چنین تفکرات وچنین هتاکی ها و بی حرمتی هایی به ساحت مقدس شهدا، اهل بیت(ع) و اکنون وجود مقدس پیامبران و پروردگار می شوند که برخورد با چنین تفکرات ننگینی ، فوق العاده اهمیت دارد. نوشته: وبلاگ الف دزفول + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 و ساعت
16:33 |
کارت عروسی شهیدرستم رفیعیان : شهیدرستم رفیعیان ، از بچه های مسجد سیاهپوشان دزفول ، درست در همان سالی متولد شد که امامش پرچم قیام برافراشت و ۲۰ سال بعد ، به نام نامی امامش ، با همسرخویش پیمان وفا بست و ده ماه پس از آن ، طی عملیات خیبر ، پیمان خود با حضرت روح الله را به خون خویش امضا کرد و در حجله ی شهادت آرمید. آن چه می بینید ، کارت دعوت به مراسم ازدواج شهید رستم رفیعیان است. کارتی که صفا و پاکی آن سال های آسمانی در آن موج می زند. روحش شاد:
شهید رستم رفیعیان نظر بدید منبع مشرق: + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در یکشنبه هجدهم دی 1390 و ساعت
19:3 |
دوست دارم بسیجی شهید بشم دوخاطره از سیدمرتضی بیاد شهید سیدمرتضی ملارجبی درادامه مطلب مطالعه فرمائید نظربدید
ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در سه شنبه ششم دی 1390 و ساعت
21:44 |
از شهیدان مانده تنها جامه ای نام امضا و وصیت نامه ای
گروصیت نامه ها راخونده ایم پس چرا بین دو راهی مانده ایم سالگرد عملیات کربلای۴ همراه با یاد و خاطره شهدای بهداری لشکر۷ حضرت ولیعصر(عج)شهید سید مرتضی ملارجبی وشهید ناصر سبزی دیلمی را گرامی میداریم + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در دوشنبه پنجم دی 1390 و ساعت
12:43 |
شهید حمید باکری ( قائم مقام لشگر 10 عاشورا ) در قسمتی از وصیت نامه خود آورده است:
منبع:وبلاگ سربازان ولایت + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 و ساعت
13:58 |
اوسا محمود همیشه بسیجی در ادامه مطلب مطالعه فرمائید
نظر بدید ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در دوشنبه چهاردهم آذر 1390 و ساعت
1:1 |
شهیدغلامرضا ودیدن قصر های بهشت درادامه مطلب مطالعه فرمائید نظر بدید (عکس تزئینی است) ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در پنجشنبه سوم آذر 1390 و ساعت
1:7 |
یک لیوان شربت آبلیمو برای شهید احمد
لطفا در ادامه مطلب مطالعه فرمائید نظر بدید شهیداحمدهدایت پناه بهمراه فرزندخواهرش(احمد)وشهیدغلامرضا هدایت پناه ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در شنبه بیست و هشتم آبان 1390 و ساعت
17:31 |
وصیت نامه شهید مسعودگلال زاده
در ادامه مطلب به قلم شهید مطالعه فرمائید نظر بدید ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در شنبه بیست و هشتم آبان 1390 و ساعت
16:51 |
آخرین نخ سیگار درتونل
درادامه مطب مطالعه فرمائید نظر بدید (عکس تزئینی است) ادامه مطلب + نوشته شده توسط امیرابراهیمیان پور در شنبه چهاردهم آبان 1390 و ساعت
19:46 |
|
|